بله من یک ناسیونالیست هستم !

hetalia_wolfs__russia___by_shadowxsonic1-d39a0gb

بله من یک ناسیونالیست هستم !
بله من اقوام روسی را بیشتر از سرخپوستهای کشور نیوفیجی دوست دارم ، بله من کشورم را بیشتر از کشور وادیا دوست دارم ، بله من بر این عقیده ام که منافع کشورم واجب تر از مسائل دیگر است ، بله من ترجیح می دهم برای آزادی کشورم مبارزه کنم تا برای آزادی کشور دوست و برادر ، بله من ترجیح می دهم به نیازمندان کشور خودم کمک کنم تا به نیازمندان کشور همسایه ، بله من حاضرم برای حفظ مرز های میهنم کشته شوم ، بله من برای سرافرازی نام روسیه تلاش می کنم ، بله اولویت من روسی بودن است ، بله من پتر کبیر را دوست دارم ، بله من به تمدن کشورم می بالم ، بله من امسک، قازان و سامارا را به مکه و مدینه و شام ترجیح می دهم ، بله من برای کشته شدن ایوان چهارم و کاترین کبیر سوگواری می کنم نه برای لنین و استالین ، بله من سنت های روسیه باستان را پاس می دارم ، بله من هر سال کریسمس را جشن می گیرم ، بله من تلاش می کنم از واژه های روسی در سخن گفتن استفاده کنم ، بله من روبل بر گردن می اندازم ، بله من پرچم سفید و آبی و قرمز را نشان کشورم می دانم و بر روی ان پافشاری میکنم … و نه ، من یک نژاد پرست نیستم ، چرا که فکر آزادی و آبادی میهن ، اجازه ی مقایسه نژادم با سایرین را نمی دهد .
اگر اینها نشانه ی عقب ماندگی و تحجر من است ، مرا در این عقب ماندگی رها کن چرا که من به این تحجر می بالم و روشنفکری و تجدد خواهی تو برای من جلوه ای حقیرانه و احمقانه دارد .

Advertisements
نوشته‌شده در فاشیسم, نقد, طنز انتقادی, طنز سیاسی | برچسب‌خورده با , , | 4 دیدگاه

به احتمال زیاد تو نیز یک آنارشیست هستی…٬ برگردان از الهه بقراط

الاهه بقراط

به احتمال زیاد تو نیز یک آنارشیست هستی…٬ برگردان از الهه بقراط

بخش بزرگی از رفتارهای ضداجتماعی که سبب می‌شوند ما به این بیندیشیم که به ارتش، پلیس، زندان و دولت‌ها نیازمندیم تا زندگی ما را کنترل کنند، بر پایه بی‌عدالتی‌های سیستماتیک بروز می‌کند که اتفاقا به وسیله همان ارتش، همان پلیس، همان زندان‌ها و همان دولت‌ها به وجود می‌آیند. هر بار که شما به جای تصمیم گرفتن به عنوان یک فرد، با یافتن توافق‌ و یا گوش دادن به دیگران، بر تفاوت‌های خود با آنها غلبه می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید! هر بار که شما چیزی را با دوستانتان تقسیم می‌کنید، و یا با همدیگر تصمیم می‌گیرید، شما یک آنارشیست هستید! 

دیوید گرابر
برگردان از الاهه بقراط
شاید شما هم جایی شنیده باشید که آنارشیست‌ها ظاهرا کیستند و چه اعتقادی دارند. احتمالا همه آن چیزی که شنیده‌اید، مزخرف است. زیرا خیلی‌ها فکر می‌کنند آنارشیست‌ها طرفدار خشونت، هرج و مرج و ویرانی و علیه هر شکلی از نظم و سازمان‌یافتگی هستند، یا اینکه نیهیلیست‌های دیوانه‌ای هستند که می‌خواهند همه چیز را از بین ببرند. همه اینها به شدت غلط است. آنارشیست‌ها خیلی ساده به این اعتقاد دارند که انسان‌ها می‌توانند مناسبات خوبی با یکدیگر برقرار کنند بدون آنکه لازم باشد کسی آنها را به آن مجبور کند. آنارشیسم در واقع یک ایده بسیار ساده است. اما صاحبان ثروت و قدرت از دیرباز آن را به شدت خطرناک قلمداد می‌کنند.
به زبان ساده، آنارشیسم بر دو فرض بنیادین قرار دارد:
یکی اینکه، انسان‌ها در یک شرایط معمولی آنقدر خردمند و نجیب هستند که آنها را به حال خودشان گذاشت تا خود و جامعه خویش را سازماندهی کنند بدون آنکه لازم باشد به آنها گفت چگونه.
دیگر اینکه، قدرت فاسد می‌کند.
در آنارشیسم موضوع بیش از هر چیز بر سر این است که آن شهامتی را ایجاد کرد که به وسیله آن بتوان آنچه را دور و بر ما روی می‌دهد، واقعا جدی گرفت و بر روی آنها به طور مداوم و تا به آخر تأمل کرد. ممکن است عجیب به نظر آید اما در بسیاری از نکات تعیین کننده، شاید شما نیز احتمالا آنارشیست باشید حتا اگر آن را ندانید. به چند نمونه در زندگی روزانه نگاهی می‌افکنیم:
نمونه یک: شما در صف یک اتوبوس که پر از مسافر است ایستاده‌اید. آیا منتظر می‌مانید تا نوبت شما برسد، و دیگران را هُل نمی‌دهید، اگرچه تا چشم کار می‌کند از هیچ پلیس و مأموری خبری نیست؟
اگر پاسخ شما «بله» است، شما مانند یک آنارشیست رفتار کرده‌اید! اصل اساسی آنارشیستی چیزی جز خودسازماندهی نیست: انسان‌ها حتما نباید با یک مجازات تهدید شوند تا به توافق‌های خردمندانه در مناسبات با یکدیگر برسند و یا به شایستگی و احترام با یکدیگر برخورد کنند.
همه انسان‌ها فکر می‌کنند در این موقعیت هستند که عاقلانه رفتار کنند. اگر شما فکر می‌کنید که ما به قوانین و نهادهای حقوقی نیاز داریم، تنها به این دلیل است که نمی‌خواهید باور کنید که بقیه انسان‌ها نیز خود را در همان موقعیت می‌بینند! اما، آیا همه این انسان‌ها درست همان گونه که شما درباره آنها فکر می‌کنید، راجع به شما فکر نمی‌کنند؟
آنارشیست‌ها این گونه استدلال می‌کنند که بخش بزرگی از رفتارهای ضداجتماعی که سبب می‌شوند ما به این بیندیشیم که به ارتش، پلیس، زندان و دولت‌ها نیازمندیم تا زندگی ما را کنترل کنند، بر پایه بی‌عدالتی‌های سیستماتیک بروز می‌کند که اتفاقا در وهله نخست به وسیله همان ارتش، همان پلیس، همان زندان‌ها و همان دولت‌ها به وجود می‌آیند.
انسان‌ها عادت کرده‌اند که اگر با آنها طوری رفتار شود که انگار عقیده‌شان هیچ اهمیتی ندارد، خشمگین و بدبین می‌شوند و حتا دست به کارهای خشونت‌آمیز بزنند، چیزی که تا حدی به درستی به دارندگان قدرت این امکان را می‌دهد که ادعا کنند عقاید این انسان‌ها اعتباری ندارد. اما اگر این انسان‌ها دریابند که عقاید آنها به اندازه عقاید دیگر انسان‌ها اعتبار دارد، آنگاه به طرز عجیبی معقول و منطقی می‌شوند.
خلاصه اینکه، آنارشیست‌ها معتقدند بیش از هر چیز این قدرت و تأثیرات قدرت است که انسان‌ها را بی‌فکر و بی مسئولیت به بار می‌آورد.
نمونه دو: آیا شما عضو یک کلوپ، یک باشگاه ورزشی یا سازمان‌هایی هستید که داوطلبانه تشکیل شده‌اند و در آنها تصمیمات نه از بالا بلکه بر اساس دمکراسی از پایین گرفته می‌شود؟
بله؟ در این صورت به سازمانی تعلق دارید که بر اساس اصول آنارشیستی عمل می‌کند!
یک اصل اساسی دیگر آنارشیستی تعلق داوطلبانه است. در واقع، خیلی ساده، در آنارشیسم مسئله بر سر این است که اصول حقیقی دمکراسی را در زندگی روزانه پیاده کرد. البته با این تفاوت که آنارشیست‌ها به جامعه‌ای اعتقاد دارند که در آن همه چیز بر اساس این اصول سازماندهی می‌شود و در آن همه گروه‌ها با موافقت داوطلبانه اعضا تأسیس شده‌اند. به این ترتیب اشکال سازمانی پایگانی [هیرارشی] و نظامی، که به وسیله یک سلسله فرمان از بالا به پایین شکل می‌گیرد، مانند ارتش، دستگاه اداری یا شرکت‌های بزرگ دیگر ضرورتی ندارند.
شاید شما باور نمی‌کنید که چنین دنیایی ممکن باشد. اما هر بار وقتی که شما بر اساس یک همگرایی و نه تهدید به یک توافق دست می‌یابید، هر بار که شما پیمان‌های داوطلبانه با کسی می‌بندید یا با او توافق می‌کنید و یا به یک نتیجه مشترک می‌رسید، به طوری که در روند آن بر مشکلات و یا نیازمندی‌های دیگران آگاهی می‌یابید، شما یک آنارشیست هستید، حتا اگر هنوز بر آن آگاهی ندارید.
آنارشیسم همان چیزیست که انسان‌ها، وقتی به آنها اجازه داده شود، آنچه را انجام بدهند که دلشان می‌خواهد و همان چیزیست که بتوانند با انسان‌های آزاد دیگری وارد همکاری شوند که بر آن مسئولیت متقابلی که با خود چنین آزادی‌ای را می‌آورد، آگاه هستند. این، ما را به یک نکته تعیین کننده دیگر می‌رساند: در حالی که انسان‌ها، هنگامی که با دیگران به طور برابر روبرو می‌شوند، می‌توانند خردمند و با ملاحظه باشند، اما در طبیعت آنهاست که به محض اینکه یکی بر دیگران قدرت مسلط می‌یابد، این موقعیت [برابر] را از دست بدهند. اگر انسان‌ها به قدرت مجهز شوند، آنگاه از آن تقریبا بدون استثناء به این یا آن شکل سوء استفاده خواهند کرد.
نمونه سه: آیا گمان می‌کنید بیشتر سیاستمداران آدم‌های خودخواه و از خودراضی هستند که فقط به فکر ترقی خودشانند و منافع عموم برایشان هیچ اهمیتی ندارد؟
اگر پاسخ‌تان بله است، پس، از انتقاد آنارشیستی به جامعه امروزی، دست کم به طور کلی، حمایت می‌کنید. آنارشیست‌ها معتقدند که قدرت فاسد می‌کند و کسانی که در تمام زندگی برای قدرت تلاش می‌کنند، آخرین کسانی هستند که باید در سپردن این قدرت به آنها اعتماد کرد!
آنارشیست‌ها معتقدند نظام اقتصادی کنونی انسان‌ها را بیشتر برای خودپسندی و بی‌رحمی آنها پاداش می‌دهد تا برای رفتار درست و مشفقانه آنها. بسیاری از انسان‌ها به این سخن باور دارند. تفاوت در این است که بسیاری فکر می‌کنند نمی‌توان کاری علیه آن کرد، یا، آن گونه که نوچه‌های قدرتمندان مانند ترجیع‌بند همواره تکرار می‌کنند، هر کاری اوضاع را خراب‌تر از آنچه هست خواهد کرد.
اما اگر هیچ کدام از اینها درست نباشد، چه؟
آیا دلیلی وجود دارد که توضیح داد چرا ما چنین فکر می‌کنیم؟ بیشتر پیش‌بینی‌ها درباره یک دنیای بدون دولت‌های ملی و یا بدون سرمایه‌داری با بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد که همگی از اساس غلط بوده‌اند. جوامع بسیاری بدون دولت وجود داشته‌اند. در بسیاری از نقاط جهان انسانی‌هایی هستند که همین امروز خارج از کنترل دولت‌ها زندگی می‌کنند، بدون آنکه همدیگر را از بین ببرند. آنها مانند خیلی از انسان‌های دیگر خیلی ساده زندگی خودشان را می‌کنند. وقتی در این تأمل می‌شود که چگونه می‌توان این را در یک جامعه پیچیدهِ شهریِ فنی پیاده کرد آنگاه با سلسله‌ای از پرسش برخورد می‌کنیم که برایشان پاسخی نداریم چرا که کمتر کسی درباره‌‌اش می‌پرسد. آنارشیست‌ها فکر می‌کنند درست همین پرسش‌ها را باید مطرح کرد.
نمونه چهار: واقعا شما به آنچه برای فرزندانتان تعریف می‌کنید (یا والدین شما برای شما تعریف کردند) باور دارید؟
«موضوع سر این نیست که چه کسی شروع کرد»، «یک بی‌عدالتی، بی‌عدالتی دیگر را از بین نمی‌برد»، «وسایل‌ات را مرتب کن»، «آنچه را بر خود نمی‌پسندی، بر دیگری مپسند»، «به آدم‌ها برای اینکه مثل تو نیستند، بدی نکن». شاید ما باید سرانجام تصمیم بگیریم که وقتی به فرزندانمان می‌گوییم چه چیز خوب است و چه چیز بد، بدانیم که آیا می‌خواهیم به آنها دروغ بگوییم؟ یا اینکه آماده هستیم خود مطالبات خویش را جدی بگیریم. اگر واقعا درباره این آموزش‌های اخلاقی بالا به طور جدی اندیشه کنیم، آنگاه خیلی زود از آنارشیسم سر درخواهیم آورد.
مثلا به این یکی توجه کنید: «یک بی‌عدالتی، بی‌عدالتی دیگر را از بین نمی‌برد». اگر واقعا این حرف را جدی بگیریم، آنگاه تقریبا همه جنگ‌ها و همه سیستم حقوق کیفری پا در هوا خواهند شد. عین همین درباره تقسیم کردن وجود دارد.
مرتب به بچه‌ها می‌گوییم که آنها باید یاد بگیرند به نیاز دیگران توجه کنند و چیزی را که دارند تقسیم کنند و همدیگر را متقابلا حمایت کنند. ولی بعد که پا به دنیای واقعی می‌گذاریم این تصور را داریم که همه انسان‌ها به طور طبیعی خودخواه و در حال مسابقه دادن با یکدیگر هستند. یک آنارشیست در اینجا به این نکته توجه خواهد داد که آنچه ما به بچه‌هایمان می‌گوییم، درست است! در عمل هر دستاورد بزرگ در تاریخ بشریت و هر کشف و هر آنچه زندگی ما را به یک زندگی خوب تبدیل می‌کند، بر اساس همکاری و تعاون و کمک متقابل بنا شده است. بسیاری از انسان‌ها امروز برای دوستان و خویشان خویش بیشتر پول خرج می‌کنند تا برای خود. به احتمال زیاد همیشه افرادی وجود خواهند داشت که فکر می‌کنند همیشه در حال رقابت و مبارزه با همنوعان خود هستند. ولی با این همه دلیلی وجود ندارد که چرا باید جامعه را به چنین رفتاری تشویق کرد یا حتا انسان‌ها را تحریک کرد که بر سر نیازهای اساسی خود با یکدیگر مبارزه کنند.
نمونه پنج: آیا فکر می‌کنید که انسان‌ها از اساس در وجود خود فاسد و بد هستند یا گروه‌های معینی (زنان، رنگین پوستان، انسان‌های متوسط که نه پولدارند و نه دانش‌آموخته) حقیرند و باید توسط کسانی که بالاتر از آنها هستند، حکومت شوند؟
اگر پاسخ شما «بله» است، پس شما واقعا یک آنارشیست نیستید. اما اگر پاسخ شما «نه» است، پس نود درصد با اصول آنارشیستی مطابقت دارید و احتمالا بر اساس همان اصول نیز زندگی می‌کنید. هر بار که شما با یک انسان دیگر با ملاحظه و احترام برخورد می‌کنید، یک آنارشیست هستید. هر بار که شما به جای تصمیم گرفتن به عنوان یک فرد، با یافتن توافق‌های خوب و یا گوش دادن به دیگران، بر تفاوت‌های خود با آنها غلبه می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید. هر بار که شما در موقعیتی قرار داشتید که می‌توانستید با زیر فشار قرار دادن کسی، خودتان به جای او تصمیم بگیرید ولی به جای این کار، با خردمندی و عدالت به همان شخص رجوع دادید، شما یک آنارشیست هستید. هم چنین هر بار که شما چیزی را با دوستانتان تقسیم می‌کنید، و یا با همدیگر تصمیم می‌گیرید چه کسی ظرف‌ها را بشوید و یا عادلانه رفتار می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید.
حالا ممکن است شما بگویید همه اینها خوب و قشنگ است برای اینکه بتوان در یک گروه کوچک با همدیگر کنار آمد. اداره یک شهر یا یک کشور اما موضوع دیگریست. البته شما تا اندازه‌ای حق دارید. حتا اگر بتوان جامعه را غیرمتمرکز کرد و قدرت را تا جایی که ممکن است به انجمن‌های کوچک سپرد، باز هم چیزهایی وجود دارد که می‌باید آنها را در سطوح بالاتری هماهنگ کرد: از برنامه پرواز هواپیماها تا تصمیم درباره اهداف تحقیقات پزشکی. اما تنها به این دلیل که چیزی پیچیده است، به این معنا نیست که نمی‌توان آن را بر اساس تصمیم مشترک پیش برد.
آنارشیست‌ها ایده‌ها و دیدگاه‌های مختلفی درباره خودگردانی جوامع پیچیده تدوین کرده‌اند که توضیح آنها در این مقاله نمی‌گنجد. در اینجا به دو اشاره بسنده می‌کنیم: نخست اینکه، انسان‌های بسیاری وقت زیادی را صرف کردند تا مدل‌هایی برای یک جامعه واقعا دمکراتیک و سالم ارائه دهند. دیگر اینکه، هیچ آنارشیستی ادعا نمی‌کند که یک طرح بی عیب و نقص دارد. ما مطلقا نمی‌خواهیم یک جامعه قالبی و از پیش آماده شده تحمیل کنیم. در حقیقت ما خود نیز حتا به بخش کوچکی از مشکلاتی که بر سر راه ما برای رسیدن به جامعه‌ای که در آن تصمیمات به طور مشترک به وسیله همه شهروندان گرفته ‌شود، آگاه نیستیم. با این همه مطمئن هستیم تا زمانی که ما به اصول خود که چیزی جز احترام و انسانیت نیست، وفادار بمانیم، ابتکارات بشری می‌تواند همه این مشکلات را از میان بردارد.
*دیوید گرابر، مردم شناس 52 ساله آمریکایی، پژوهشگر و استاد دانشگاه در لندن، از بیش از سه دهه پیش یک آنارشیست شناخته شده است.
منبع:
http://faszinationmensch.com/2013/09/20/mit-hoher-wahrscheinlichkeit-bist-auch-du-ein-anarchist/

نوشته‌شده در مقالات سیاسی, آنارشیسم, اجتماعی | برچسب‌خورده با , , | دیدگاهی بنویسید

» هماهنگی » و یا ایجاد یک » شبکه همکاری مبارزاتی» و با کدامین نیروها ؟


 
دعوت به هماهنگی و یا همکاری برای سرنگونی جمهوری اسلامی :

آنارشیستها در ایران نیز می توانند ازتجربه همکاری مبارزاتی آنارشیستها با کمونیستها ، سوسیالیستها و جمهوریخواهان در جنگ داخلی اسپانیا به عنوان یک طرح مبارزاتی به نوعی با توجه به شرایط خاص ایران و نیروهای فعال در عرصه سیاسی آن ,جهت هماهنگی مبارزاتی استفاده کنند. بنابراین می توان با آن بخشی از گرایشات سیاسی در بین جمهوریخواهان ,کمونیستها ، چپ ها, سوسیالیستها و دیگر نیروهای مترقی رادیکال مبارز موجود درعرصه سیاسی ایران که عملگرا و سرنگونی طلب هستند٬ امکان ایجاد یک شبکه مبارزاتی را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی بررسی کرد. یا حداقل هماهنگی هایی را در مبارزه مشترک آنارشیستها و دیگر مبارزین برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا مبارزات همه مبارزین از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار شود.**

**هماهنگی‌ در شرایطِ خاصی‌ با اصول و افکار آنارشیستی ما متناقض نبوده و به معنی عضویت در هیچ دولت و حزبی نیست.
این پیشنهاد بدین معنا نیست که آنارشیستها ایده‌آلها و آرمانهای خود را کنار بگذارند, خود سانسوری کنند و این گرایشات که تاریخا و از لحاظ فکری در مقابل تفکر آنارشیستی قرار دارند را بپذیرند.
بنیانِ این اتحاد از دیدِ آنارشیستی بر این اصل ساده استوار است که همه اهداف و ایده‌آل‌های آنارشیستی با شرایط موجود در یک مرحله به دست نخواهند آمد. در نتیجه یک آنارشیست بر سر دو راهی حفظ نظام موجود و مبارزه برای سقوطِ آن ایستاده است٬ که به طور غیر مستقیم خود به نظامی منجر میشود که تنها یک یا دو تغییر مثبت از ده‌ها تغییر مورد نیازجامعه آنارشیستی٫ یک جامعه ی بی‌ دولت و بی‌ قانون٬ را در بر خواهد داشت . مبارزه با چنین نظام‌هایی در آینده هم از وظایف ما است . مبارزاتی برای آزادی و عدالتِ و رهانیدن همه زندگان از زنجیر‌ها‌یشان و تحقق‌ِ سوسیالیسمِ بدونِ دولت٫ چه در محلات چه در سطح کشور.

کارگران آنارشیست ایران 
08.09.2013

نوشته‌شده در آنارشیسم, سازماندهی و اشکال مبارزاتی | دیدگاهی بنویسید

در برابر این حاکمیت، رژیم جمهوری اسلامی، صد در صد خشونت طلبیم

در برابر این حاکمیت، رژیم جمهوری اسلامی، صد در صد خشونت طلبیم : به دفاع مسلحانه معتقدیم, ولی‌ نه اهل قدرتیم, نه تئوری*, شکلِ «دفاع «یا «حمله برای دفاع»(دفاع پیشگیرانه ) ، هر موقعیت به موقعیت تفاوت دارد, و درستی‌ِ عمل بر اساس نتیجه آزادیبخش آن‌، بر اساس یک مساله دقیقِ علمی‌، بررسی و ارزیابی میشود.

*پاینوشت :
منظور از تئوری اینجا بحث‌ها و تز‌ های «انتزاعی»ای هستند که به هیچ شرایط و مشکلاتِ خاص و زنده ی روز اشاره نمیکنند و از پیش به طورِ اصولی خط تعیین میکنند. ما مخالف این نوع تئوری‌ها هستیم چون راهکارِ دقیق باید تا حدودی حداقل بر اساس شرایط و موقعیت‌های خاصِ آن لحظه و روز تعیین بشود.

بلوک سیاه ایران   شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

 
نوشته‌شده در آنارشیسم, سازماندهی و اشکال مبارزاتی | دیدگاهی بنویسید

به نژاد پرستی در ایران پایان دهیم

نوشته‌شده در فاشیسم, فرهنگ و هنر, فراخوان, پناهندگی, افغانستان, حقوق بشر, عکس | دیدگاهی بنویسید

نقدی به اظهارات حسن روحانی درباره علت عدم حضور زنان در کابینه


حسن روحانی در روز زن می گوید در دولت آینده فرصت زنان و مردان مساوی خواهد بود اما وقتی اعضای کابینه را معرفی می کند حتی یک زن در لیست 33 نفره کابینه دولت روحانی نیست و سهم زنان صفر درصد است. حسن روحانی در اولین کنفرانس خبری درباره علت عدم حضور زنان در کابینه پاسخ مشخصی نمی دهد و آسمان و ریسمان را به هم می بافد و از پاسخ مشخص طفره می رود که چرا از معرفی وزرای زن خودداری کرده است.انتقاد من به تبعیض جنسیتی اعمال شده توسط حسن روحانی و مجددا بازگشت به عقب است. حسن روحانی درباره علت عدم حضور زنان در کابینه می گوید»اونجا که سئوال کردند از وزیر, وزرا, راجع به خانم ها هم یک بحثی کردند که شما قول داده بودید که از خانم ها در کابینه استفاده بشود که در کابینه نیست قول من این بود که دولت تلاش کند در فعالیتهای اجتماعی فرصت برابر برای خانم ها بوجود بیاورد………. روحانی در ادامه می گوید حتی اگر یک وزیر خانم باشد اصلا خانم ها نباید قانع باشند»انگار که فقط قرار بوده تنها یک وزیر زن معرفی کند و چون تنها یک وزیر زن کافی نیست پس زن ها قانع شده اند و دیگر خواست فرصت برابر با مردان ندارند و چون با بودن یک وزیر زن به معنای رسیدن به حقوقشان نیست پس انتظار وزیر زن هم نداشته باشند.احمدی نژاد که خود را اصلاح طلب و اعتدالگرا نمی نامید و کسی از اون انتظار نداشت وزیر زن در کابینه داشته باشد با تابو شکنی و ارائه 3 وزیر زن برای اولین بار که بسیار دشوارهم  بود و مورد مخالفت نیروهای ارتجاعی مذهبی وابسته به حکومت و مجلس و مراجع مرتجع ( که همفکران خودش بودند ) قرار می گرفت چنین کاری را صورت داد ( البته دلایل سیاسی داشته است و ناشی از اعتقاد احمدی نژاد به برابری فرصت برای زنان و مردان نبوده است و دلیل و انگیزه سیاسی داشته است ) و الان با بودن یک وزیر زن در کابینه گذشته احمدی نژاد پس دیگر امروز در کابینه حسن روحانی افزایش تعداد وزرای زن آنچنان نمی توانست مورد مخالفت علنی تفکر طالبانی درون حاکمیت قرار بگیرد و حذف زنان از کابینه قطعا نتیجه اعمال نظر علمای وابسته به حاکمیت و دیگر جریانات طالبانی درون حاکمیت در جلسات خصوصی آنان بوده است که با روحانی به توافق رسیده اند.
یک هفته قبل از اولین کنفرانس خبری حسن روحانی , در نشست خبری زنان روزنامه نگار اصلاح طلب با انتقاد از عدم حضور زنان در کابینه توصیه به بازنگری در کابینه در جهت رفع تبض علیه زنان کردند اما باز حسن روحانی در عمل فرصت برابر برای شرکت زنان در کابینه قائل نشد.

انتقاد از عدم حضور زنان در کابینه روحانی،پیگیری مطالبات زنان در گزارش سالانه دولت، استفاده از ظرفیت زنان در دولت آینده،سهم خواهی زنان از دولت روحانی، مخالفت با وزارت زنان از مهم ترین بحث های نشست انجمن روزنامه نگاران زن بود.
  کنفرانس خبری «سهم زنان در دولت تدبیر و امید» توسط انجمن روزنامه نگاران زن(رزا) برگزار شده بود که در ابتدای این نشست ولی مراد با بیان اینکه استفاده از ظرفیت زنان در دولت آینده سوال اساسی بوده  و دولت روحانی موظف به پاسخگویی به آن است گفت: آنچه ضرورت دارد حضور زنان در ساختار  تصمیم گیری کشور است چگونه می توان برای یک دولت برنامه ریزی کنیم در حالی که 50 درصد جامعه یعنی زنان در آن سهمی نداشته باشند.
وی با انتقاد از اینکه در کارگروههای تخصصی برای انتخاب اعضای کابینه زنان حضور ندارد گفت: دولت تدبیر و امید موظف به پاسخگویی مطالبات زنان است.وعده  روحانی مبنی برحضور زنان در کارگروه هایی که برای تعیین اعضای کابینه تشکیل شده عملی نشد و در نتایج مطلوبی برای زنان در این کارگروه ها حاصل نشده است.
بهرام نژاد  با بیان اینکه شعارهای روحانی با چینش کنونی کابینه در تضاد است و برابری دیده نمی شود گفت: در چارچوب شعار اعتدال باید زنان در کنار مردان در کابینه حضور داشته باشند. متاسفانه چهره ای که از کشور داریم چهره مردسالاری دینی است. روحانی در سخنان تبلیغاتی خود قبل از انتخابات به حضور زنان در تصمیمات سیاسی کشور تأکید کردند. حال جایز نیست ایشان مانند آقای خاتمی ریسک پذیر حضور زنان نباشند.
علی مراد  گفت: الان برای ما یک علامت سوال است که در این 40 روز با همه ارتباطاتی که ما با دفتر دکتر روحانی داشته ایم اقدامی در جهت رفع تبعیض ها با چینش کابینه صورت نگرفته است.توصیه می کنیم زمان باقی مانده برای تشکیل کابینه بازنگری صورت گرفته و اقدامی در جهت رفع تبض ها برداشته شود.
 عالی پور گفت: ما دو مطالبه کلی در این حوزه داریم ، اول رفع تبعیض نگاه جنسیتی در کل کشور توسط مسئولان و مسئله دوم جایگاه زنان به عنوان بخشی از تیم اصلی تصمیم گیری است.: ما ارتقاء زنان را در همه سطوح می خواهیم چطور است در زمان انتخابات 50 درصد رای جامعه برای زنان است اما بعد از انتخابات زنان فراموش می شوند.
نوشته‌شده در Uncategorized, مقالات سیاسی, نقد, حقوق بشر, زنان | دیدگاهی بنویسید

آغاز بهار ترکی به دلیل اقدامات افراطی حزب اسلام گرای حاکم ترکیه

935983_178595885638884_2044354019_n

شهرهای ترکیه از چند روز گذشته شاهد صحنه درگیری بین مخالفان دولت ‹ رجب طیب اردوغان› و نیروهای پلیس و امنیتی این کشور بوده است.مخالفان سیاست های داخلی و خارجی اردوغان به دنبال درگیری نیروهای پلیس و امنیتی با هواداران محیط زیست در شهر استانبول که برای جلوگیری ازتخریب پارکی در مرکز شهر جمع شده بودند از عصر دیروز به خیابان ها آمدند و علیه سیاست های حرب حاکم(حزب عدالت) تظاهرات کردند.
جرقه این تظاهرات بعد از این بود که، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه طی سخنرانی اعلام کرد پارک معروف «گِزی پارکی» در مرکز استانبول به یک مرکز خرید و فروش تبدیل خواهد شد.به دنبال این سخنرانی و تهدید اردوغان که گفته بود «هر چه بخواهد بشود بشود، این کار قطعا صورت خواهد گرفت»، عده ای اندک با ایستادن جلوی بولدوزرها جلوی تخریب پارک و قطع درختان را گرفتند. با خشونتی که از سوی پلیس ترکیه بخرج داده شد هزاران
نفر در میدان معروف تقسیم جمع شدند. با حمله پلیس به این افراد دهها نفر در اثر حمله پلیس زخمی شده اند.نام بسیاری از عکاسان و روزنامه نگاران معروف و همچنین نام چندین تن از اعضای ارشد حزب مخالف در بین مصدومان به چشم می خورد.طبق گزارشات به علت شلیک گلوله پلاستیکی چندین نفر از معترضین چشم خود را از دست داده اند
مخالفان دولت اردوغان علاوه بر استانبول در شهرهای کوجاعلی، مرسین، آنکارا، ازمیر، نوشهیر،آدانا، قونیه، موغلا، آفیون، بولو و اسکی شهیر و ….به خیابان آمدند.
گفتنی است بروز گسترده اعتراضات به دلیل اقدامات افراطی حزب اسلام گرای حاکم ترکیه است. حزب عدالت و توسعه با تصویب قوانینی باعث محدود
شدن آزادیهای فردی در ترکیه شده است.مردم ترکیه شاهد گسترش و نفوذ قوانین اسلامی در کشور خود هستند از جدیدترین قوانین در حال تصویب میتوان به منع و محدود کردن قوانین استعمال الکل اشاره کرد.
همچنین دولت ترکیه ازروز اعتراضات سرعت اینترنت در کل کشور را محدود کرده و دسترسی به سایت های تویتر و فیسبوک را بسیار سخت کرده است.
درگیری های پلیس و نیروهای امنیتی ترکیه با تظاهرکنندگان در خیابانهای منتهی به میدان تقسیم شهر استانبول شب گذشته نیز ادامه داشت و هنوز از تعداد زخمی ها و یا کشته های احتمالی اطلاع دقیقی در دست نیست.ما گزارشات تعداد زخمی ها را صد ها نفر اعلام کرده است
دولت حاکم اگرچه مخالفین زیاد و هما هنگی دارد اما باید توجه کرد که اکثریت مردم عادی ترکیه بسیار اسلام گرا هستند و رشد اسلامگرایی در بین آنها رو به افزایش است  و اردوغان خوب می داند چگونه این اکثریت را راضی نگه دارد.او در هنگام نیاز مانند یک کاسب بازاری از سیاست صحبت می کند و در زمانی دیگر مانند یک دانشجو،در این سه  دوره او کاملا جای خود را محکم کرده است،وی با شناختی که از مردم سنتی ترکیه دارد توانسته انها را با خود همراه کند ، از جمله این سیاست ها مساله کشتی مرمره و طرفداری از فلسطین و روابط با اسراییل نام برد،همچنین وی از طریق نماز جمعه و امامان جمعه افکار مردم را اماده میکند تا بتواند قوانین اسلامی دیگری مانند قوانین منع و محدود کردن الکل را بیش از پیش تصویب نماید.ناگفته نماند که در دوران نخست وزیری اردوغان رشد اقتصادی ترکیه بسیار مشهود بوده و همچنین وی توانسته با سازمان دهی و یکپارچه سازی نهاد ها و سازمان ها دولتی ،دولت خویش را متحد و هماهنگ کند

شاید این اقدامات وی  باعث شده که خود را صاحب این کشور بداند وبا کمک اسلام گرایان هر روز سعی بر این دارد که آزادی های فردی را کاهش داده و بر قدرت خود بیافراید.وی کوچکترین انتقادی را تحمل نکرده و وی و اطرافیانش به سرعت منتقد را به کمک رسانه های که در اختیار دارند، تخریب می کنند

اگر چه از نظر من بعید است اما احتمال آن میرود که اعتماد به نفس زیادی و بلند پروازی اردوغان کار دست او بدهد و این اعتراضات به پایان او بیانجامد

بنان یحیی نیا

نوشته‌شده در محیط زیست, نقد, اخبار سیاسی, تحلیل سیاسی, تظاهرات | ۱ دیدگاه