چرایی و چگونگی سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور

آیا صرفا سازمان یابی مستقل جوانان و دانشجویان خارج از کشورکافی است یعنی آنکه فقط سازمان یابی مستقل و صرفا این سازماندهی توسط خود جوانان و دانشجویان انجام شود یا اینکه منظور از مستقل بودن فقط سازماندهی مستقل نیست و به لحاظ سیاسی نیز مستقل عمل خواهد کرد. اینکه این نسل هیچگاه فرصت آن را نیافته که پاسخ سیاسی مستقل خود را به مناسبات غیر انسانی مستقر طرح ریزی کرده و بنیاد نهد به دلیل عدم توجه به تجربیات و گرایشات سیاسی و نظری موجود جهانی در بین خود است که می تواند آن را به رسمیت بشناسد. ابتدا باید این مناسبات غیر انسانی مستقر را تعریف و سپس تحلیل کرد و قطعا این مناسبات حاکم نمونه تاریخی و جهانی دارد و پاسخ آن نیز یکی از راه حلهای موجود جهانی خواهد بود. اینکه جوانان و دانشجویان به لحاظ سیاسی و نظری در هیچ کجای دنیا یک دست نیستند یک واقعیت است بنابراین صرفا اتکا به نقطه اشتراک یعنی سن و سال یا جوان بودن یا دانشجو بودن ما را نمی تواند به اتحاد برساند و یا باعث شود که یکدست عمل کنیم .

نگاهی به چگونگی شکل گیری و سرانجام تشکلات دانشجوئی در خارج از کشور

حدود 16 ماه پیش با حضور ناگهانی و گسترده میلیونی مردم در مبارزات خیابانی در ایران شاهد حضورهمزمان خیل عظیم ایرانیان و غیر ایرانیان در خیابانهای دیگر کشور ها بودیم و در این میان حضور جوانان و دانشجویان بسیار چشمگیر بود و در همان روز های اول شاهد تشکیل تشکلات گوناگون جوانان و دانشجویان بودیم . عمده تشکلات شکل گرفته در آن مقطع ابتدا بر اساس همان نقطه اشتراک سنی شکل گرفت ولی به زودی واقعیت وجود گرایشات گوناگون سیاسی و نظری و چگونگی روابط و مناسبات درونی وچگونگی شکل تصمیم گیری در این تشکلات و به مرور افت حضور مردم در خیابانهای ایران باعث تحلیل رفتن نیروی کمی آنان گردید و از حجم فعالیتهای آنان نیز کاست.
آن تشکلات تا زمانی که مستقل از احزاب و بر اساس توافقات جمعی و وجود حق وتو در درون خود عمل می کردند و گرایشات گوناگون درونی خود را به رسمیت می شناختند می توانستند خود را تا حدی حفظ کنند اما زمانی که روابط درونی غیر دمکراتیک و خود محوری فردی بر آنها حاکم شد و کار سیاسی جدی تبدیل به کاری فصلی و غیر جدی و تفریحی شد و مستقل بودن خود را زیر پا گذاشتند و با فراخوان احزاب به خیابان آمدند و دیگر فراگرایشی عمل نکردند ناقوس مرگ این تشکلات به صدا درآمد واینک از بسیاری آنان عملا فقط محفلی کوچک یا فقط نامی باقی مانده است که در بهترین حالت با گرایشات سیاسی غیر دانشجوئی نزدیک به خود پای فراخوان ها امضا مشترک می دهند.

ضرورتها
دانشجویان همیشه نیاز به تشکل مستقل خود داشته اند و تشکلات صنفی و سیاسی با گرایشات گوناگون خود را دارند و اصلا نیاز نیست که سر ضرورت وجود تشکل مستقل دانشجوئی مطلبی را بنویسم اما جوانان را نمی توان صرفا به دلیل جوان بودن در یک تشکل فراگروهی گرد هم جمع کرد چراکه این جوانان دارای خواستگاه ها و گرایشات مختلف و متفاوت سیاسی و نظری هستند و مانند دانشجویان از یک صنف نیزنیستند که دارای مطالبات صنفی مشترکی باشند و یا مانند زنان که برای احقاق حقوق خود مبارزه می کنند و صرف زن بودن اجحاف های زیادی در حق آنان صورت می گیرد یا مانند کارگران که مطالبات صنفی مشترکی دارند ولی با این حال آنها نیز دارای گرایشات گوناگون سیاسی و یا مذهبی و…. هستند و تشکلات گوناگونی نیز دارند.
بنابراین جوانان و دانشجویان یک مقوله مشترک نیستند و به هر کدام از اینها باید جدا پرداخت.

دشواری های وضعیت سیاسی حاضر

به همان نسبت که حضور مردم در خیابانهای ایران فروکش می کند به همان نسبت نیز تاثیر خودش را برمقدار حضورکمتر خیابانی در خارج از کشور نیز می گذارد چراکه حضور گسترده مردم در خیابانهای خارج از کشورحمایتی و واکنشی است .
در طی 31 سال گذشته همیشه این سئوال وجود داشته است که چگونه خارج از کشور می تواند بر تغییر اوضاع سیاسی در ایران موثر باشد.
بررسی و تعمق به اوضاع سیاسی ایران نشان می دهد که همچنان خلا آلترناتیو مورد قبول مردم وجود دارد.این خلا نبود یک خواست مشترک و ناروشن بودن آن چیزی است که می خواهد به جای جمهوری اسلامی شکل بگیرد.
تمامی آلترناتیو های موجود جذابیت خودشان را برای مردم از دست داده اند. بایستی مردم افق و چشم انداز روشن و مقبولی را پیدا کنند.

نگاهی به آلترناتیوهای موجود حکومتی در عرصه جهانی نشان می دهد که همه آنها در چند چیز مشترکند.

وجود دولت
وجود قوانینی که توسط دولتها تدوین شده و عمدتا در جهت منافع آنها است
وجود زندان و پلیسی که در نهایت در خدمت دولتها است
وجود دستگاه قضائی غیر مستقل از سیستم حاکمیتی
حاکمیت سرمایه داران و انباشت ثروت
تمرکز قدرت در دست دولتها و اعمال آن به اشکال گوناگون بر مردم
عدم فراهم بودن امکان مشارکت و خرد جمعی در اداره جامعه
اعمال اقتدار و سلطه توسط دولتها بر مردم
وجود امتیازهای ویژه برای سیاست مداران
تسلط دولتها و سرمایه داران برسیاست رسانه های خبری بزرگ
تسلط دولتها و سرمایه داران بر ذهن و افکار مردم از طریق رسانه ها
نقش ویژه کارتل ها و تراست های بزرگ مالی در تعیین سیاست دولتها
کنترل محسوس و نا محسوس دولتها برزندگی مردم و عدم کنترل مردم برعملکرد دولتها
حاکمیت به اسم مردم و به جای آنان مانند پارلمانها و یا سازمان ملل که در واقع سازمان دولت ها است
نابرابری و تبعیض در اعمال قانون مابین مردم و حکومتگران
زیان رساندن به محیط زیست
وجود فقر در عرصه جهانی که ناشی از عملکرد دولتها است
اعمال جنگ توسط دولتها
اختصاص بخش اعظم بودجه دولتها به بخش نظامی ،ارتش و پلیس
و موارد دیگر….

بنابراین برای مردم مثل روز روشن است که می بایست سرنوشت خود را کاملا در اختیارحکومت بگذارد بدون آنکه خود درچگونگی اتخاذ تصمیم در این سرنوشت به حساب آید و سپس این حکومت خواهد بود که به جای او و برای او تصمیم می گیرد.

اما در مقابل سیستم حکومتی و دولتی یک آلترناتیو وجود دارد و آن هم بی دولتی و بی حکومتی است.
یعنی ایجاد زمینه های خود مدیریتی مردمی با استفاده از خرد جمعی و مشارکت اجتماعی همه افراد دراداره جامعه در همه ابعاد سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی است که با از بین رفتن حق ویژه و خاص برای فرد و عدم دامن زدن به الیت گرائی در جامعه می توان آن را به پیش رود.

نظام جلالی‌

Advertisements
این نوشته در مقالات سیاسی, نقد, آنارشیسم, دانشجوئی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s