نقش تئوریسین های ج.ا در انتخابات و افکار سازی

از اهداف تئوریسینهای ج.ا ، ایجاد انگیزه مشارکت هر چه بیشتر مردم در انتخابات و ایجاد توهم در افکار عمومی نسبت به ایجاد امکان تغییرات به نفع مردم از کانال شرکت در انتخابات می باشد. آنان تلاش می کنند با مغلطه و سفسطه سیاسی و با ساخت و هدایت افکار عمومی و با امیدوار کردن مردم به تغییرات از طریق انتخابات ، برای خود هرچه بیشتر فرصت خریده ( اتخاذ همین سیاست فرصت خریدن برای خود ، در جهت دستیابی به سلاح اتمی) و بر سالهای حکومت غارتگر و فاجعه آور و آدم کش ج.ا بیفزایند. آنان با تبلیغات گسترده مرتب به نبود یک آلترناتیو دلخواه و ایده آل و با قدرت تاکید می ورزند . آنان تلاش می کنند با ترساندن مردم نسبت به ناروشن بودن آلترناتیو و عاقبت سرنوشت ایران و خطر تجزیه و اعلام خطر از بین رفتن حکومت مرکزی حاکم اسلامی و اینکه شاید حکومت بدتری با رفتن ج.ا بر سر کار بیاید ، مردم را از هر گونه تحول ، خارج از سیستم ج.ا و اقدام مستقل و آزادیخواهانه ترسانده و به این طریق بر عمر حکومت اسلامی بیفزایند و مردم را به همین حکومت قانع کنند. آنان تلاش می کنند اوضاع سیاسی جامعه ایران و سطح آگاهی مردم را با 30 سال پیش یکسان به تصویر کشیده و بعد به این طریق اثبات کنند که هر گونه تلاشی دوباره برای انقلاب در ایران حتماً مانند نتیجه انقلاب 57 بدتر خواهد بود و همانگونه که شاه رفت و حکومت بدتری آمد قطعاً تاریخ تکرار خواهد شد. آنان از رسیدن مردم به خود باوری و اتکا به نیروی مبارزه خود هراسانند و با طرح سئولات غلط در بین مردم ، در نتیجه به نتایج و پاسخ های غلط دلخواه خود رسیده و مردم را از هر گونه تغییر و تحولات می ترسانند. زمانی که تئوریسینهای ج.ا می خواهند مردم را به این حکومت نکبت ارتجاعی ضد انسانی قانع کنند ، بحث آنها حداقل تغییرات ، آنهم گام به گام است اما زمانی که صحبت از تغییر کامل حکومت می شود آنان صحبت از مطالبات حداکثری می کنند و هزاران اما و اگر جلوی آن می گذارند و تصویری ناثبات و ناتوان و ناروشن از آلترناتیو ها ترسیم می کنند و چهره ای باثبات و مقتدر از حکومت فاجعه بار ج.ا می سازند و مردم را از فاجعه نبود حکومت اسلامی می ترسانند ، حال آنکه انگار مردم با فاجعه جمهوری اسلامی و سیاستهای صدور انقلابش و بمب هسته ای و کشتار مردم جامعه را با فاجعه روبرو نکرده است؟ ج.ا خود بزرگترین خطر و تهدید کننده امنیت و آسایش مردم است. تئوریسینهای ج.ا تلاش کردند که جبهه مردم بر علیه ج.ا را به جبهه مردم بر علیه مردم تغییر دهند و مردم طرفدار تحریم انتخابات و طرفداران شرکت در انتخابات را مقابل یکدیگر قرار دهند. آنان با طرح استدلا ل های غلط سعی کردند به این اختلافات دامن بزنند و آمدن احمدی نژاد را به گردن تحریمی ها انداختند ، درتحلیل آنان در جائی تحریمی هایی که ده ها میلیون بودند و با نیامدن خود موجب پیروزی باند مافیایی احمدی نژاد گشتند و باید سرزنششان کرد و در جائی دیگر تحریمی ها را توده میلیونی مردم نمی دانند وجناح های حکومتی اصول گرای محافظه کار و اصلاح طلب را معادل توده میلیونی مردم می دانند. آنان نقش و خواست خامنه ای و نیرو های سپاه و بسیج و تقلبات در انتخابات دوره نهم و ناامیدی مردم به وعده های پوچ و غیر اجرائئ شعارهای اصلاح طلبان را عمداً نادیده می گیرند و تقصیر را برگردن تحریمی ها می اندازند. اتفاقاً وجود ده ها میلیون تحریمی است که با شرکت نکردن در بازی انتخابات دوره قبل و سرد بودن هوای انتخابات در این دوره است که افرادی امثال احمدی نژاد و موسوی دیگر نمی توانند با اشعار مذهبی و نظر علمای اسلام مردم را به پای صندوق های رای بکشند و آن را وظیفه دینی و شرعی بدانند که مردم را تشویق به شرکت کنند از این رو احمدی نژاد به جای استفاده از شعار های مذهبی و سرود های ج.ا مجبور می شود که از شعر ای ایران سو استفاده انتخاباتی کند که هم شعر را خراب کند و هم ظاهری ملی و نه مذهبی قبل از انتخابات به خود بگیرد و موسوی نیز که نخست وزیر دولتی بوده است که خون هزاران نفر را بر زمین ریخته است، خون همان کسانی را که در زندانها شعر سر آمد زمستان را خوانند و به جوخه اعدام سپرده شدند امروز از شعر آنها برای تیلیغات انتخاباتی استفاده می کنند و از شعر چه گوارا نیز بهره برداری و سو استفاده انتخاباتی می کنند . عدم استفاده از اشعار آهنگران یا اشعار مذهبی توسط احمدی نژاد و موسوی نشان می دهد که ج.ا شدیداً به شرکت مردم در انتخابات نیاز دارد.
به هر حال گذر و عبور از ج.ا یک ضرورت تاریخی است که می بایست صورت بگیرد و طبیعتاً نابودی چنین حاکمیتی کمتر از وجود خود حاکمیت ج.ا برای مردم ضرر و زیان نخواهد داشت ولی از این دوران و حکومت باید گذر کنیم و به توانائی حدود 80 میلیون ایرانی در داخل و خارج برای ساخت و اداره کشور بعد از جمهوری اسلامی باور بیاوریم. مردم در ایران و جهان مردم 30 سال پیش جامعه خود نیستند و هر جامعه ای نسبت به 30 سال پیش رشد و پیشرفت بسیاری کرده است.

Advertisements
این نوشته در مقالات سیاسی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s