من نه فارسم نه ترک و نه آلمانی ، نه مسیحیم و نه مسلمان یا بی دین ، نه نژاد پستم و نه برتر ، من فقط یک انسانم

جنبش مبارزاتی مردمی ، علاوه بر پیش بردن تا کنونی مبارزات روزمره به اشکال مختلف ، خبر رسانی و تحلیل و بررسی اخبار سیاسی روز ، بایستی تلاش کند از این به بعد با ارائه راه حل و طرح کلی و عمومی مواردی که منافع برابر هر شهروند و ساکن کنونی ایران را (فارغ از جنسیت ، ملیت ، نژاد ، مذهب ، رنگ پوست ، زبان ، بومی یا مهاجر بودن ، مدت سکونت در ایران ، گرایش سیاسی ، ) به طرح خواست آن مطالبات جمعی و مشترکی بپردازد که در قدم اول ، منافع عام و برابر جمعی را تا حد زیادی تامین میکند . به این منظور برای آنکه منافع یکی بر دیگری ترجیح داده نشود آن است که ۱- هیچ مذهبی به عنوان مذهب رسمی به رسمیت شناخته نشود و تا اینکه حق مذاهب دیگر یا بی مذهبان پایمال نشود و مذهب یک امر خصوصی باشد . ۲- هیچ زبانی از زبان های موجود در ایران به عنوان زبان رسمی شناخته نشود و به جای آن ، زبان بین‌المللی ، زبان رسمی شود ( و اصلآ مهم نیست کدام زبان است ، مهم آن است که به چه زبانی تعداد بیشتری در سطح جهان آشنایی دارند و صحبت میکنند ، هر چند که تکنولوژی تا حدی دارد این مشکل زبان های مختلف را حل میکند ) چرا که زبان یک وسیله ارتباط جمعی است و با آن باید بتوانیم با دهکده جهانی هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنیم . و علاوه بر آن هر کسی بتواند به زبان مادری خود بنویسد و صحبت کند . به این طریق هیچ زبانی در ایران بر زبان های دیگر الویت نخواهد داشت . ۳- برای حل مسائل ملیت ها در ایران و جهان و برای جلوگیری از خون و خون ریزی بر سر مرز ملی ، و جلوگیری از کشته شدن انسان ها در مرز ها به اشکال مختلف ، بهترین راه طرح شعار و خواست برداشتن مرز ها در عرصه جهانی است ، امری که اگر ۱۰ سال پیش میگفتیم ، آن را غیر عملی و تخیلی میگفتند و امروز اتحادیه اروپای بدون مرز ، ثابت کرده است که این کار از همین امروز شدنی است که با برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت میتوان به جهانی بدون مرز رسید . بنابرین نه ایجاد مرز های جدید در چارچوب ایران منطقی است و نه حفظ مرز موجود ۴- هرگونه تبعیض جنسیتی در قوانین ، جامعه و آداب و سنن و… باید از بین برود و هیچ انسانی خود را مالک انسان دیگر نداند و به جایش تصمیم نگیرد ، پس بنابر این تدوین قوانین در مورد زنان ، نه توسط مردان یا نمایندگانی زن به ظاهر از طرف زنان ، بلکه باید توسط همه زنان صورت بگیرد و قوانینی باشد که منافع آنان را تضمین کند ، که این کار در مدل نوینی از ساختار سیاسی شدنی است که در آن حکومت، دولت و حزب وجود ندارد و هر بخشی از جامعه مستقلا در واحد های خود گردان محلات ، ادارات ، کارخانه ها و شورا های مختلف محلات ( منظور شورا های موجود چند نفره کنونی نیست ، بلکه منظور شوراهایی است که در هر منطقه شکل میگیرد و همه مردم محل در آن شرکت میکنند و نه نمایندگان آنان ) و مشارکت در اشکال متفاوت تشکیلات داوطلبانه اجتمایی ، قوانینی را خود تدوین میکنند که در جهت آرامش و آسایش خود و عموم مردم باشد .

Advertisements
این نوشته در اندیشه نوین ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s