محاربان عاشق

عاشقان از صحرای عشق بی پروا گذشتند
تشنه لب و دیوانه وار، آرام گذشتند

عاشقان را محارب و گوساله خواندند
خود را مبرا از قتل و کشتار نشاندند

عاشقان , دژخیمان خود آنچه بود پاره کردند
پاره کرده را بر گردن ، مردم نهادند

عاشقان را به جرم عاشقی بر دار کشیدند
آفتابه بر گردن ، بی محابا در شهر کشاندند

عاشقان را ، پای میز محاکمه بکشاندند
بر هر آنچه که خود ، یکجا بکرده بودند

عاشقان را ، همه به بند و مسلخ کشاندند
خود را بر مصدر مذهب و قضات نشاندند

عاشقان را نهیب یا روسری یا تو سروی بدادند
با باتوم خود بر سر روسری سران نهادند

عاشقان را با امر به معروف و نهی از منکر، بکردند
خود هر آنچه که نهی کردند بر ما ، یکجا بکردند

عاشقان را زنانه ، مردانه جدا بکردند
در سیه چل ، بر زنده و مرده ما ، آن بکردند

عاشقان را به گلوله همی بستند و خود بگریستند
دیگر زنده گان را همی خود به دار بشکستند

مجید جعفری هرستانی

لوگو مربوط به وبلاگ نویسان علیه اعدام میباشد
Advertisements
این نوشته در شعر سیاسی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s