جمهوری اسلامی در منجلاب و سراشیب سقوط ( علل و نشانه ها )

ابتدا، برای آنکه بخواهیم به موارد علل و نشانه های اینکه جمهوری اسلامی در سراشیب سقوط قرار دارد بپردازیم ، لازم است که نگاه کوتاهی به گفته های برخی از عوامل ج.ا داشته باشیم که در لابلای گفته های آنها شواهدی دال بر بحرانهای ج.ا و منجلابی که در آن قرار دارند وجود دارد و نشان می دهد که چگونه سر گاو ج.ا در خمره گیر کرده است. در اینجا چندین مطلب خلاصه شده یا قسمتهائی از آن به عنوان بخشی از شواهد آورده شده است .

شاهرودی می گوید «سرمایه‌گذاری که از خارج از کشور می‌آید ابتدا باید از فیلتر نیروی انتظامی، سپس از سازمان بازرسی، بعد از آن ریاست جمهوری، بعد وزارت اطلاعات و بعد از آن ستاد قاچاق کالا عبور کند. مگر سرمایه‌گذاری دیوانه باشد که در ایران سرمایه‌گذاری کند.» او گفت: «در برخی از پرونده‌های انبوه‌ سازی شاهد هستیم که حدود ده هزار نفر از یک نفر شکایت می‌کنند. بخشی از دستگاه امنیتی و انتظامی که درک درستی ندارند می‌خواهند هر چه سریعتر متهمان به زندان بروند، اما اگر ما این کار را انجام دهیم در جامعه شاهد آشوب و اعتراض‌های گسترده خواهیم بود.
محسن رضايي پيشنهاد «تشکيل صندوق پس‌انداز ملي ايران» را مطرح کرد. وي گفت: در اولين اقدام بايد صندوقي را تحت عنوان صندوق پس‌انداز ملي ايران تأسيس كرد و حساب ذخيره ارزي را به اين صندوق پس‌انداز انتقال داد؛ به طوري كه درآمدهاي نفت تماماً به اين صندوق فرستاده ‌شود. حتي اگر دولت هم قرار باشد از اين صندوق استفاده كند، بايد از آن وام بگيرد. البته تغييرات ديگري نيز متناسب با اين سياست بايد در نظام بانكي صورت گيرد. اين صندوق بايد همچون بانك مركزي از بدنه دولت جدا باشد و شوراي هيأت مديره آن از ميان مجلس و دولت، با نظارت رهبري شكل گيرد. بديهي است زماني كه پول نفت به اين صندوق برود، دولت يا ورشكست شده و و با بحران‌هاي جدي در تأمين هزينه‌ها و درآمد كاركنانش مواجه مي‌شود و يا به اين فكر مي‌افتد كه كسب درآمد كند.تنها در اين صورت است كه دولت به جاي آن كه تنها به فكر اين باشد كه چگونه پول ناشي از فروش نفت را هزينه كند، به اين نكته واقف مي‌شود كه مردم بايد درآمدشان بالا برود تا درآمد دولت هم تضمين شود.
محسن رضائی : عمر دوقطبي بودن در انتخابات به پايان رسيده است ‌، طرح دولت ائتلافي
رضايي اميدوار است كه طرح دولت ائتلافي تا انتخابات دهم رياست‌جمهوري نهادينه شود چرا كه به نظر او نظام به جايي رسيده كه فعالان سياسي راهي غير از ايجاد ساختارهاي جديد فكري و فعاليت ائتلافي ندارند. براي اين منظور‌ هاشمي‌رفسنجاني، كروبي، ناطق‌نوري و لاريجاني را با خود همراه كرده است. معتقدم كه بايد ظرفيت‌هاي سياسي جديدي در كشور به وجود آوريم. در غير اين صورت كارآمدي كه مهم‌ترين چالش امروز كشور است به يك بحران تبديل خواهد شد. كشور و جامعه ما آنقدر بزرگ و عظيم شده كه هيچ جناحي و هيچ فردي به تنهايي نمي‌تواند آن را اداره كند. كساني كه غير از اين فكر كنند درك درستي از اداره كشور ندارند. اداره جناحي كشور به ناكارآمدي و اداره فردي به فاجعه منجر مي‌شود. براي عبور از اين وضعيت‌ها، نيازمند يك تئوري جديد سياسي براي افزايش ظرفيت‌هاي سياسي جامعه هستيم. تمامي گروه‌هاي رقيب دور هم جمع مي‌شوند و يك‌صدا از منافع ملي حمايت مي‌كنند. از سوي ديگر، ديگر عمر دوقطبي بودن انتخابات در ايران به پايان رسيده است، پس مساله اصلي يك يا دوقطبي بودن نيست بلكه مساله اصلي آن است كه هركس در انتخابات آينده موفق شد بايد دولت كارآمد را تشكيل دهد. ما وارد دهه‌اي مي‌شويم كه دهه دولت‌هاي كارآمد نام خواهد گرفت و فضاهاي سياسي‌اي كه بر يك يا دوقطبي بودن تاكيد داشت ديگر عمرش به پايان رسيده و مردم از اين به بعد علاوه ‌بر مشاركت بنا را بر نتيجه مشاركت خواهند گذاشت. در دولت آينده حداقل 5 يا 6 نفر از نيروها بايد در حد رئيس ‌جمهور باشند. اگر بخواهيم اين موضوع شكل بگيرد، اين 5 نفر در يك گروه 30 نفره از كارشناسان برنامه‌هاي خود را مطرح كنند تا هركدام از آنها كه برنامه‌هايشان مورد قبول جمع قرار گرفت، به‌عنوان نامزد وارد عرصه شود و ديگران نيز وارد كابينه شوند. در چنين فضا و اعتقادي، من دولت ائتلافي، كارآمد و متعهد را طرح كردم. براي بازسازي وحدت در جامعه، ما ديگر نمي‌توانيم صرفا به دشمن مشترك تكيه كنيم تا وحدت را بسازيم بلكه بايد به منافع ملي هم بينديشيم. البته ايران هنوز دشمنان سرسختي دارد ولي به تنهايي اين ايده توان بازسازي وحدت را ندارد. در نامه‌اي كه براي سران قوا نوشتم تاكيد كردم به شرايطي رسيديم كه بايد عرصه ملي را ايجاد كنيم. البته سابقه طرح دولت ائتلافي به چند ماه قبل از انتخابات رياست ‌جمهوري نهم برمي‌‌گردد كه در آنجا، طي نامه‌اي از مقام رهبري تقاضا كردم كه از شش نفر نامزدهاي انتخاباتي اصولگرايان بخواهند كه دور هم جمع شوند و از بين خود يك نفر را انتخاب كنند و بقيه هم در كابينه او باشند و به صورت جمعي قوه مجريه را اداره كنند.معتقدم در ايران دولت مقدم بر رئيس ‌جمهور است، از اين رو در كشوري مانند ايران كه رهبري حاكم است و رئيس حكومت مستقل از قوه مجريه فعاليت مي‌كند، دولت مقدم بر رئيس‌جمهوري قرار دارد در غير اين صورت رئيس‌جمهور يا دولت يك ‌نفره تشكيل خواهد شد كه همه توانمندي ‌هاي مديريت كشور را دربر نمي‌گيرد و به جامعه خسارت وارد مي‌شود. اما دولت ائتلافي كارآمد و متعهد به جمع‌گرايي و برنامه ‌محوري و نفي خود محوري و تكروي مي‌انجامد. از اختلاف نيروهاي همفكر و هم ‌برنامه در انتخابات جلوگيري مي‌كند و پس از انتخابات همكاري را تسهيل مي‌نمايد. ‌پيشنهاد من به‌طور مشخص اين بود كه نامزدهاي اصولگرا و ارزشي با هم وحدت كنند و يك دولت ائتلافي كارآمد و متعهد براي چهار سال آينده تشكيل دهند و در انتخابات رياست ‌جمهوري تلاش كنند يك ‌نفر به نمايندگي از آنها به صحنه بيايد ولي بقيه هم در دولت او حضور داشته باشند. ‌ در غير اين‌ صورت اگر نامزدهاي انتخاباتي و حاميان آنها فكر كنند كه يك فرد به تنهايي و با يك تيم صرفا هماهنگ با او مي‌تواند قوه مجريه را اداره كند، از چند حال خارج نيست، يا آنكه درك درستي از اداره كشور و مشكلات و فرصت‌هاي داخلي و بين‌المللي ندارد و يا ممكن است خداي ناكرده، انگيزه ديگري غير از خدمت داشته باشد و يا آنكه برداشت غلطي از توكل دارد. ‌شايد دليل اين باشد كه فكر مي‌كنند افرادي كه در دولت آنها حاضر مي‌شوند بايد از آنها حرف ‌شنوي داشته باشند. اما ما بايد ببينيم كه حرف‌شنوي از رئيس دولت مهم است يا كارآمدي براي مردم. آيا دولت ايجاد مي‌شود تا مشكل يك فرد را حل كند يا دولت‌ها براي حل مشكلات يك جامعه مي‌آيند؟ در دهه اول انقلاب ما بهتر از اين كار مي‌كرديم و آنجا اصلا رياست و مرئوسي مطرح نبود.به نظر من ما به جايي رسيده‌ايم كه فعالان سياسي راهي غير از اين ندارند كه به فكر ساختارهاي جديد باشند. در حال حاضر هم در چپ و هم در راست اختلافات خيلي عميق است، به‌عنوان مثال در چپ اختلاف بين آقاي خاتمي و كروبي وجود دارد، در اصولگرايان نيز اختلافات بين آقاي عسگراولادي و ناطق ‌نوري وجود دارد. �%BEس مشخص است كه اين وضعيت سياسي ايران ربطي به يك جناح خاصي ندارد بلكه موقعيت تاريخي جناح‌ها اينگونه است و اين نشان مي‌دهد كه ما بايد در سطح فراتر از جناح‌ها فكر كنيم. بايد ساختاربندي‌هاي سياسي را بازبيني كنيم. اگرنه اين اختلافات در جناح‌ها حكايت از نقصي دارد كه بايد آن را در جامعه حل كنيم و بعد آن را به احزاب تعميم دهيم.
اعتماد ملی: ميان اينها، يعني كروبي، خاتمي يا عسگراولادي و ناطق‌نوري، آقاي رضايي كجا است؟ رضایی: من يك تعريفي از اصولگرايي دارم كه يك‌سر آن آقاي كروبي و محتشمي‌پور است و يك‌سر آن هم آقاي ناطق ‌نوري و لاريجاني است، بنابراين اصولگرايي‌اي كه مدنظر من است يك اصولگرايي است كه در هر دو جناح كشور پايگاه دارند و به نظر من عقايد و نظرات اين افراد به هم خيلي نزديك ‌تر است تا كساني كه در ظاهر در جناح ديگري هستند، شايد شرايط خاص عاطفي يا ارتباطي باعث شده كه با هم باشند اما در اين طيف از افرادي كه من نام بردم شايد شرايط فكري نزديك‌تري وجود داشته باشد تا جناح‌هايي كه الان هستند. ‌ در جناح‌هاي موجود جنبه ارتباطي، عاطفي خيلي قوي‌تر است تا جنبه فكري. اگر ما همه عوامل سياسي ايران را براساس يك طيف فكري طبقه‌بندي كنيم سه جريان شكل مي‌گيرد كه من معتقد به جريان سوم هستم و آن اصولگراي واقعي و انقلابي است. ‌ اعتماد ملی: آيا اصلاح ‌طلبان هم شامل اين جريان مي‌شوند؟دکتر رضایی: برخي از اصلاح ‌طلبان. اصلاح‌ طلبان ارزشي هم جزو اصولگرايان انقلابي هستند، مثل آقاي كروبي و محتشمي‌پور يا ميرحسين موسوي كه اصلاح‌ طلب ارزشي هستند.
کارگزاران: رضایی كه چندی پیش به صراحت از احتمال تكرار ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد ابراز نگرانی كرده و از دیگر بزرگان و ریش‌ سفیدان قوم خواست تا به فكر تشكیل كابینه ائتلافی باشند. این كابینه ائتلافی چیزی نیست جز كنار زدن احمدی‌نژاد و كنار گذاشتن او در نزد گروه‌های اصولگرا ، صورت مسئله اما در بین اصولگرایان منتقد دولت روشن است. «محمدباقر قالیباف»، «احمد توكلی»، «غلامعلی حدادعادل»، «علی لاریجانی» و بالاخره محسن رضایی همگی می‌دانند كه به چه چیزی اعتراض دارند. شاید هیچ چیز برای محمود احمدی‌نژاد بدتر از این نباشد كه ببیند در میانه تورم و مشكلات اقتصادی اخیر، افزایش نارضایتی‌های عمومی و كاهش شدید قیمت نفت، برخی اصولگرایان در جلسات داخلی خود دنبال جایگزینی برای وی بگردند. برخی اصولگرایانی كه به نحوی ساز مخالفت با احمدی‌نژاد كوك كرده‌اند دغدغه و نگرانی از بابت مشكلات و گرفتاری ‌های مدیریتی ندارند. مسئله بعضی‌ها فقط بسته بودن راه ورود به قدرت و عدم‌استفاده احمدی‌نژاد از تمام نیروهای اصولگرا است. طبیعتا اگر روزی روزگاری احمدی‌نژاد چراغ سبزی نشان دهد، وزارتی، مشاورتی، معاونتی یا حتی مدیریتی تقدیم این دسته از اصولگرایان كند و جلسات مشاوره‌ای نیز با آنها برپا شود همه خرده حساب‌ها به كناری می‌رود و مشت‌های گره كرده اعتراض‌آمیز آنان جای خودش را به حركت مواج و حمایت‌آمیز انگشتان دست می‌دهد.
به خاطر همین خصوصیت است كه احمدی‌نژاد هنوز فرصت دارد تا زمان مشخص شدن كاندیداهای اصولگرا، امتیاز و پست و مقامی برای این دسته از معترضان كنار بگذارد تا به وقت خود، نقش برگ برنده را بازی كند و عده‌ای را از تصمیم بزرگ برگرداند. منبع: روزنامه کارگزاران مورخ 1/8/1387
رضائی از دانشجويان بسيجي خواست تا سياستهاي اصل 44 را به نوعي انقلاب و جهاد تبديل کرده و با ايجاد زمينه هاي حضور مردم در صحنه از تنها ماندن دولت، مجلس و رهبري نظام در اين خصوص پيشگيري کنند. منبع: روزنامه جام جم مورخ 20/9/1387
ماموریت جدید بسیج، مقابله با براندازی نرم
نیروی انتظامی تهران بزرگ ، بیستم آبا‌ن‌ماه در یک مانور کم سابقه عملیات شش روزه­ای را در سطح شهر تهران اجرا کرد که سی هزار نفر در آن شرکت داشتند. «مقابله با اقدامات امنیتی، مقابله با بحران­های احتمالی، تشدید حراست از مراکز استراتژیک و انتقال سریع نیرو از سایر استانها به تهران» از جمله هدف­های این مانور اعلام شد.
سابقه­ی گشت­های نامحسوس ، سرتیپ ذوالقدر در نشست خبری آخر اردیبهشت ماه فعالیت گشت­های بسیج را دائمی خوانده و می­افزاید، «‌در کنار گشتی­های مشهود، فعالیت نامشهود بسیج برای خنثی سازی توطئه دشمنان که از سالها قبل آغاز شده است، تقویت خواهد شد.» فرمانده نیروی انتظامی تهران هفدهم آبان در مورد سابقه مانور این نیرو در شهر می­گوید «این طرح هر ساله به صورت غیرمحسوس و به صورت فرماندهی­های مجزا در بدنه نیروی انتظامی اجرا می­شده است.» از مهرماه سال ۸۶ فرماندهی نیروهای بسیج به فرمانده سپاه، سرلشکر محمد علی جعفری محول شد. او در مسئولیت جدید خود از ضرورت تجدید سازماندهی سپاه سخن گفت و ماموریت اصلی این نیرو را مقابله با تهدیدهای داخلی عنوان کرد. جعفری در مراسم تودیع فرمانده سابق بسیج گفته است، نیمی از ماموریت سپاه بر عهده­ی بسیج است و «امروز مأموریت بسیج باید محور اصلی مأموریت سپاه باشد.»
مقابله سخت با «تهدیدهای نرم» در تحلیل­های راهبردی جدید سپاه و بسیج یکی از مهمترین تهدیدهای داخلی اقدام‌هایی است که «براندازی نرم» خوانده می­شود. نیروهای بسیج قرار است در مقابله با این حرکت­ها نقش اصلی را بر عهده داشته باشند. محمد علی جعفری روز پنجشنبه ۱۷ بهمن، در گردهمایی بسیجیان سپاه فجر استان فارس تاکید می­کند، «‌در كنار حفظ آمادگی‌های نظامی، بسیجیان باید خود را برای مقابله با تهدیدات نرم، مهیا كنند و با فعالیت مضاعف در عرصه فرهنگی، دشمنان را در این راه نیز مأیوس كنند.» نیروهای انتظامی با حضور گسترده در شهرهای بزرگ خود را آماده کرده­اند تا با هر حرکت اعتراضی که به زغم آنها مخل امنیت و در جهت براندازی نرم باشد به شدت برخورد خواهند کرد
غلامعلی حداد عادل : با وجود نیروهای بسیج ، انقلاب مخملی در کشور ما خیال ­پردازی است.
آخوند مسلم سليماني
آیا وجود تورم سر سام آور و فروکش کردن قیمت نفت به چهل – پنجاه دلار یک بحران نیست؟ آیا نا امن شدن مرزها و تحرکات دشمن در حاشیه ی بسیاری از مرزهای ما شرائط خاصی را برای مدیریت بوجود نمی آورد؟ آیا اعلام تورم به 25 درصد به شکل علنی و حدود 35 درصد به شکل واقعی یک بحران نیست؟ در حالی که کشورهای همسایه نوعن تورم تک رقمی دارند و حتی افغانستان تورمش بسیار پائین تر از کشور ماست. وجود رانت و فساد اداری و روز افزون شدن آن در کشور که به گفته یک مقام مسئول امنیتی در قبل از انقلاب 15 درصد و الآن حدود 70 درصد است ، شرائط خاصی برای مدیریت کشور نمی طلبد.« کسانی که این تئوری‌پردازی‌ها را باب کرده‌اند، «ائتلاف» و «وحدت» سهم همه را در قدرت می‌بینند الا سهم دکتر محمود احمدی‌نژاد و آرا میلیونی که مردم به او داده‌اند!» اگر بگوئیم رأی های خالص جناب رئیس جمهور محترم همان رأی های دور اول است ( که در واقع رأی های خالص همه ی روسای جمهور همان رأی های اول است ) چه کسی منکر این پتانسیل هست؟ دولت ائتلافی باعث می شود تا تعداد رأی ها در دور اول افزایش یابد. و از طرفی از کجا معلوم اگر جناب احمدی نژاد خود وارد این ائتلاف شود خروجی این ائتلاف شخص ایشان نباشد؟
امروزه اداره کردن یک وزارتخانه ای مثل کشور مگر کار آسانی است؟ کسی باید در رأس این حِرم قرار بگیرد که با تمام تار و پود وجودش بفهمد و بداند که موارد تهدید قومیت ها و نکات مثبت آنها چیست؟ و بداند که این همه تنوع قومیتی و لهجه ای چه پاشیل خطرهایی دارد و چه توانایی هایی. و نیز بداند که عوامل سرکرده ی هر قومیت در ایجاد تفرقه ی درون قومی و برون قومی چیست؟
خیلی زور بزنید فقط همین دوره می توانید با روند تک حزبی حرکت کنید و الا در آینده نه چندان دور جایی برای جولانات فردی و تک محوری وجود نخواهد داشت.مشارکت احزاب در اینکه چگونه حول محور منافع ملی گرد آیند ضامن بقای حضور آنان در آینده خواهد بود و الا برای همیشه کنار خواهند رفت.و این به نفع خودشان است که در ماراتون ائتلاف شرکت کنند و در کنار هم بودن را تجربه .
باز گذاشتن دست جناب احمدی نژاد در برداشت از حساب ذخیره ی ازری ، به شکلی که در دو سال اول ریاست جمهوری به اندازه ی 16 سال هاشمی و خاتمی برداشت کرد . در چند ارگان و نهاد انقلابی به شکل کلی و برنامه ای انتقاد از احمدی نژاد جایگاهی ندارد، نظیر سپاه ، صدا و سیما و حوزه های علمیه .
90 درصد مردم از بازی های جناحی یا خسته شده اند و یا بی انگیزه اند. 6.5 (شش و نیم) درصد طرفدارن پرو پاقرص جناح حاکم دولتی و راست می باشند. 3 درصد منتقدین جدی و با انگیزه ی جناح راست و نیم درصد دیگر طرفدارن جدی سکولار می باشند.
من بدون داشتن نهاد و ارگان نظر سنجی تنها با توجه به مطالعات ، دیدن اخبار ضد و نقیض در سایتها، مراجعات بسیار مردمی و شرکت در همایشهای چند صد نفری متعدد به عنوان پرسش و پاسخ ، بدان رسیده ام.
همه دیدید و شنیدید برگزاری انتخابات در آمریکا را. درس جمهوریت و ائتلاف و در کنار هم بودن جناحی را اوباما باید به ما یاد دهد؟
آیا تدبیری شده است تا یوسف های زمان در برابر کاهنانی که به اسم دین ارتزاق می کنند به پیروزی برسند؟ آیا تدبیری شده است تا منافقان نوین ،کارهای مخلصانه و خدایی بزرگان انقلاب که همه ی وجودشان وقف به اسلام و انقلاب بود خدشه دار نشود و توسط تازه به دوران رسیده ها ترور شخصیت نشوند؟

تحلیلی که باعث می شود مرا به این ارزیابی برساند که جمهوری اسلامی در سراشیب سقوط است ، دارای دلائلی است که نشان می دهد از طرفی ، ج.ا شدیداً دچار بحران درونی و بیرونی ، عدم مشروعیت در داخل و خارج ، کشاکش بر سر قدرت و ثروت که حتی محسن رضائی ، گوشزد کردن خطر دشمن مشترک برای حفظ وحدت را کافی نمی داند و نادیده گرفتن میلیارد ها دلاری که به سادگی اینور و آنور می شود برای باندهای دیگر مافیایی تشکیل دهنده حکومت که چیزی از آن نصیبشان نمی شود قابل تحمل نیست و به همین خاطر رضائی پیشنهاد «تشکيل صندوق پس‌انداز ملي » را می دهد که پول فقط دست گروه رقیب نباشد و درآمدهاي نفت تماماً به اين صندوق فرستاده ‌شود. حتي اگر دولت هم قرار باشد از اين صندوق استفاده كند، بايد از آن وام بگيرداين صندوق بايد همچون بانك مركزي از بدنه دولت جدا باشد و شوراي هيأت مديره آن از ميان مجلس و دولت، با نظارت رهبري شكل گيرد. واز طرفی دیگر، نه رهبری معنوی مثل خمینی دارند که همه به او اقتدا کنند یا به او توهم داشنه باشند و خامنه ای رهبری توافقی در شرایط بحرانی مرگ خمینی بود و امروزه نیز از سر ناچاری است برای حفظ حاکمیت . باندهای مافیایی در قدرت ، نه خود دیگر دارای آرمان اسلامی و انقلابی هستند و نه سپاه مقامی روحانی و الهی برای روحانیت قائل است و به همین جهت است که احمدی نژاد برای از چنگ درآوردن حربه قداست روحانیون و به دست گرفتن آن ادعای هاله نور را می کند یا رابطه با امام زمان و.. که روحانیون لابد به خودشان می گفتند که ادعای پوچ ما را برای فریب عوام که در انحصار ما است می خواهد از چنگمان خارج کند و به همین دلیل این ادعا را نپذیرفتند و جدی نگرفتند چراکه می دانند از پایه و اساس دروغ است و اگر بپذیرند باید محمود را رهبر و امام خود کنند . سپس محمود تلاش کرد با رو کردن پرونده های مالی و ثروت میلیاردی روحانیون از طریق پالیزدار و سپس شهبازی و نوری زاد ، بخش زیادی از روحانیون در قدرت و همکاران آنها را به عقب براند چراکه بخش مافیایی نظامی و امنیتی رژیم به سرکردگی محمود ، دیگر خود را کمتراز روحانیون نمی دانند و نمی خواهند سرباز آنها باشند و تلاش برای قبضه کردن کامل قدرت و ثروت کشور را دارند و با طرح غیر واقعی وجود تهدیدات نرم ، به شکلی سپاه و بسیج را در نقاط مختلف کشور سازماندهی کردند و به همین بهانه 31 سپاه استانی مستقل تشکیل دادند و در حال دخالت دادن بسیج در همه عرصه ها هستند و از بسیج به عنوان سرباز خود استفاده می کنند . در واقع طرحی که در حال عملیاتی شدن می باشد. (اما این طرح شکل کودتا نخواهد داشت ) در عین حال ، از طرفی ادعای وجود تهدیدات نرم ، نشانه پوسیدگی یک رژیم است و از طرفی دیگررژیم نیاز به ساخت یک دشمن تخیلی دارد که نیروهای نظامی را به درون جامعه بکشاند و توجه گروه های دیگر مافیایی که حکومت را تشکیل داده اند ، از درگیری منافع و کشاکش درونی به سمت بیرون و رو به جامعه معطوف سازند و بدین وسیله جامعه را نظامی ، امنیتی کنند و بدین بهانه جلوی هر حرکتی را در جامعه بگیرند و سرکوب کنند . در واقع بخشهای مختلف مافیایی حاکمیت منافع خود را در طرح تئوری تهدیدات نرم یافتند و می دانند که اگر اوایل انقلاب در مقابل حاکمیت اپوزسیون وجود داشت و دشمن و خطر جدی محسوب می شد ولی مردم هنوز توهم داشتند و پشت حاکمیت بودند و سپاه و بسیج پیشمرگان روحانیت بودند ، اما امروزه در مقابل رژیم مردم قرار دارند و دشمن رژیم هستند و رژیم می خواهد با شستشوی مغزی کودکان مهد در آینده برای خود بسیجی بسازد که آماده مرگ و شهادت در راه حفظ قدرت حاکمان باشند و خوب می دانند که بسیج کنونی نیز فقط در کوتاه مدت تا زمانی که زیر پایشان سفت به نظر می رسد می توانند اعتماد کنند. اگر در اوایل انقلاب اپوزسیونی بود که خطر نفوذ در رژیم را داشت ولی امروزه این مردم هستند که در رژیم نفوذ کردند و همانطور که انجمن های اسلامی امروز با گذشته فرق می کنند بسیج امروز بسیج اعتقادی نیست بلکه بسیج اپورتونیست و فرصت طلب هست . جوانانی گشنه و بی آینده که می خواهند از این طریق از مزایا و امکانات آن استفاده کنند. رژیم هم چنین می خواهد با کشیدن بسیج به ارگانها و عرصه های مختلف ، خلا نبود پشتیبانی مردمی را پر کند .
اگر زمانی روحانی بودن یا پاسدار بودن برایشان ایجاد ارزش می کرد اما امروزه پول هنگفت و قدرت است که برایشان ایجاد ارزش و توانمندی می کند. با توجه به ریخت و پاش رژیم در پولی که بابت نفت عایدش می شد و مقدارهزینه بسیار زیاد مزدوران داخلی و خارجی ، کاهش قیمت نفت و بحران و رکود اقتصادی جهانی ، وجود فاصله فقر بین مردم و حکومتگران ، حجم بالای جنایات و سرکوب مردم مخصوصاً در طرح ضد امنیت اجتماعی ، سرکوب وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران ، افزایش تورم و رشوه خواری و عدم رضایت جهانی از رژیم و حمایت رژیم از تروریستهای اسلامی ، بی کاری ، فقر ، مسئله زنان ؛ ملیتها ، کارگران ، معلمان ، دانشجویان و کلاً همه جنبش های سیاسی ، اجتماعی سرکوب شده ودر عین حال در زیر خاکستر، کشاکش قدرت و ثروت در بین حکومتگران ، نارضایتی عمومی و… رژیم را به سوی سراشیب سقوط حول می دهد و رژیم تلاش می کند با مذاکره مستقیم با آمریکائی ها و طرح دولت ائتلافی و عبور از محمود در انتخابات و واریز کردن پول نفت در صندوق پس‌انداز ملي و کنترل جمعی رهبران مافیا ، فشاری که آنها را به سوی پرتگاه سقوط حول می دهد ، کاسته شود و هر گونه جنبش داخلی را نیز شدیداً سرکوب کنند. اما رهبران ج.ا به یک چیز دیگر دقت نمی کنند و آن این است که از تاریخ مصرف ج.ا خون و جنایت ، مدت هاست که گذشته است و جلوی روند تاریخ را نمی توانند سد کنند.

Advertisements
این نوشته در مقالات سیاسی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای جمهوری اسلامی در منجلاب و سراشیب سقوط ( علل و نشانه ها )

  1. kurosh250 :گفت

    البته من این امیدواری شما رو تحسین می کنم ولی خود من فکر می کنم که حالا حالا ها جمهوری اسلامی ور دل ما هست و نمیره
    در ضمن من لینکتون کردم تا آدرستون یادم نره بازم میام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s