موانع رفع ستم جنسی از زنان

مبارزات زنان برای احقاق و تحقق حقوق خود در واقع مبارزه برای کل جامعه است و چنانچه حقوق آنان تحقق یابد در واقع توانسته ایم به یک جامعه آرام ، انسانی ، مترقی ، آزاد و بدون تبعیض جنسیتی برسیم. رسیدن به جامعه انسانی و یرایر ، مبارزه با سنن عقب افتاده و ارتجائی و ایجاد تغییرات بنیادین و ریشه ای در جامعه ، بدون رفع ستم جنسی از زنان غیر ممکن است. خواستها و مطالبات زنان برای برابری کامل ، آن چنان ریشه ای و رادیکال است که فقط با سرنگونی جمهوری اسلامی و تغییر و تحولات جدی در همه عرصه ها سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی و… به سوی تحقق کامل گام بر خواهد داشت. برای تحقق کامل حقوق زنان باید قوانین موجود را به کل تغییر داد و عامل تغییر و تصویب قوانین جدید خود زنان باشند، (منظور چند نماینده زن نیست) می بایست شیوه سنتی زندگی کنونی و ساختار خانواده را دگرگون کرد. در آداب و رسوم جامعه می بایست تغییر و تحولات اساسی ایجاد کرد و آگاهی جامعه را ارتقا داد و دیدو نگرش نسبت به زنان را متحول کرد. جامعه ما برای تغییرات اساسی در زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی نیاز به تحولات بنیادین دارد. ترسیم چگونگی یک چنین جامعه ای و تلاش برای ارائه دادن طرحهائی که بتوانیم یک جامعه انسانی ترو برابرداشته باشیم از ضروریات انکار ناپذیر محسوب می گردد. فعالین و تئورسین های جامعه برابرباید عامل ایجاد و حامل اندیشه هائی باشند که بتوانند زمینه ایجاد تحولات ریشه ای در جامعه را فراهم کنند. از جمله مسائل کلیدی بحران موجود در جامعه وجود ستم و نابرابری های جنسیتی است که برطرف کردن آن باعث حل بسیاری از دیگر مشکلات جامعه خواهد شد.
بطور کلی موانع رفع ستم جنسی از زنان را اینگونه می توان برشمرد.
1- جمهوری اسلامی و قوانین ارتجاعی مذهبی مردسالارانه حاکم بر جامعه که با سرنگونی آن و تغییر قوانین نابرابر برطرف خواهد شد
2- آداب و سنن فرهنگی ، اجتماعی مردسالارانه و ضد زن که مردم جامعه حامل آن هستند که ستم جنسی را با سنن عقب افتاده بازتولید می کنند. برای رفع این مانع نیاز به مبارزه ، ایجاد آگاهی ، خواست همگانی و فوانین مترقی داریم
3- سیستم سرمایه داری که خود عامل نابرابری ها است و همه چیز را و حتی انسان زن و مرد را کالا و ابزار کار می بیند و زنان فقیر دیگر کشورها را مانند کالاها و برده های جنسی خرید و فروش و مورد استثمار و بهره برداری سودجویانه قرار می دهد. برای رفع این مشگل باید دست به تغییرو تعویض سیستم زد و جلوی سرمایه داران را سد کرد.

جامعه می بایست در یک سری از آداب ، سنن ، رسوم ، فرهنگ و نوع نگاه خود به زنان ، دختران و همسران ، تجدید نظر و تحول ایجاد کند و هر چیزی که جنبه ستم جنسی دارد را برطرف کند که در این باره می توانیم به مواردی اشاره کنیم.
1- در مواردی که بعد از ازدواج از ادامه تحصیل همسر جلوگیری می شود ( که هدف در جهت تسلط و به انقیاد در آوردن همسر و جلوگیری از استقلال مالی و در جهت وابسته کردن همسرصورت می گیرد) این تفکر مرد سالار تصور می کند از جدا شدن احتمالی همسر به این طریق جلوگیری خواهد کرد. راه مقابله با این تفکر وارد کردن فشار اجتماعی برچنین افرادی می باشد
2- عدم دادن مسئولیت مشخص به یک انسان بر اساس جنسیت ( در خانواده یا جامعه ) چراکه شغلها یا وظایف را نباید زنانه و مردانه کرد. در خانواده ها ، پدر و مادر جداً باید از دادن وظایف مشخص به دختران و پسران خود بر اساس جنسیت خود داری کنند و نباید مثلاً غذا درست کردن و آشپزی، تمیز کردن خانه ، خیاطی ، لباس شستن و… جز وظایف زنان و دختران خانه باشد ، بلکه همه ساکنان خانه باید در انجام همه کارها سهیم باشند ، بدون آنکه کار و یا وظیفه ای بر اساس جنسیت تعیین و تقسیم شود.
3- بایستی با سنن عقب افتاده ای که با آن سر انسانها معامله می کنند مثل دادن جهیزیه ، شیر بها ، مهریه و… مقابله کرد. بایستی به شکل سنتی حق خواستگاری مطلق برای مردان خاتمه داد. چرا باید امکان انتخاب برای مردان نامحدود و برای زنان محدود به حواستگارها باشد؟
4- چرا باید زن در خیلی از موارد ازهمسراش اجازه بگیرد و این رویه را خودش رعایت می کند و یا مجبور به رعایت می شود.
5- چرا در جامعه روابط جنسی درون خانواده برای زنان بد شمرده می شود ولی در مقابل برای مردان افتخار است؟
6- چرا اگر زن جوانتر از مرد باشد خوب است ولی اگر مرد جوانتر باشد به راحتی قابل قبول جامعه واقع نمی شود؟
7- چرا باید بخش عمده قدرت مالی و قدرت سیاسی در دست مردان جامعه باشد؟
8- چرا تفکر عقب افتاده ای به نام اهمیت پرده بکارت در جامعه همچنان وجود دارد؟
9- چرا چند همسری حق مطلق مردان محسوب می شود؟
10- چرا باید یه یک انسان (زن ) مثل برده یک انسان دیگر (مرد) برخورد نمود؟ چرا مردان احساس مالکیت بر زنان می کنند؟
11- چرا تبعیض مشاغل علاوه بر قوانین در جامعه نیز وجود دارد؟
12- چرا نباید قوانینی که قرار است در مورد زنان اعمال شود توسط شوراهای خود زنان تدوین نشود؟ چرا قوانین را در مورد زنان ، مردان جامعه تدوین می کنند؟
13- چرا جامعه معضلی به اسم ناموس پرستی دارد که جنایتهای بیشماری به نام دفاع از ناموس توسط مردان خانواده صورت می گیرد؟ چرا مردان خود را صاحب زنان می دانند؟
14- چرا هر فردی بعد از تولد فامیلی پدر بر روی او گذاشته می شود؟ آیا سختی حاملگی را پدر می کشد یا مادر؟
15- چرا فقط مردان می بایست نان آور خانواده محسوب شوند؟
16- چرا باید نگهداری فرزندان وظیفه مادر باشد ونه وظیفه هر دو و جامعه؟
17- چرا باید خانه داری از وظایف مشخص زنان باشد؟ یک زن خانه دار پس از سالها سپری شدن عمرش چه حرفه ای را یاد گرفته است؟ کدامین حقوق بازنشستگی و کدامین بیمه را دارد؟ کدامین مدرک تحصیلی را در دوران خانه داری به دست می آورد؟ در صورت مرگ همسرش مشکلات اقتصادی خود را چگونه برطرف خواهد کرد؟ چگونه زن می تواند در چهارچوب خانه با جامعه ارتباط برقرار کند مانند مردان ؟ آیا می توان با ارائه خدمات عمومی بخشی از کارهای خانگی را بر عهده کل جامعه گذاشت؟ نهار دادن در مدارس ، در محلهای کار، استفاده بیشتر از غذاهای آماده و… نیز می توانند در این زمینه کمک کنند. می بایست چیزی به نام زن کدبانوی خانه از فرهنگ جامعه زدوده شود.
پایان
به امید رفع ستم جنسی از زنان
این متن را در سال 80 نوشته ام که دوباره آن را اینجا آورده ام
15 مرداد سال 1380

Advertisements
این نوشته در زنان ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s